• 1405/02/07
  • - تعداد بازدید: 15
  • زمان مطالعه : 5 دقیقه
دانشکده علوم و فن آوری های نوین شیراز

روایتی علمی از حافظه، هیپوکامپ و نقش شگفت‌انگیز ورزش

 

عضو هیات علمی گروه علوم اعصاب دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شیراز درباره این موضوع که «مغز چگونه چیزی را به خاطر می‌سپارد؟» توضیح داد.

به گزارش روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شیراز به نقل از وبدا، دکتر «روح اله زاهدیان» بیان کرد: همه ما تجربه کرده‌ایم که بعضی رویدادها حتی پس از سال ‌ها با جزئیات در ذهن باقی می‌مانند، در حالی که برخی اطلاعات روزمره یا درسی، به ‌سرعت فراموش می ‌شوند.

وی با بیان اینکه پژوهش‌های علوم اعصاب نشان می‌دهند که رمزگذاری حافظه در مغز به چند عامل کلیدی شامل «تازگی»، «تکرار»، «ارتباط معنایی» و «هیجان» حساس است، توضیح داد: «تازگی» محرک‌های جدید سیستم توجه و دوپامین را فعال می‌کنند و احتمال ثبت حافظه را بالا می‌برند؛ «تکرار» تمرین و مرور موجب تقویت ارتباط‌های سیناپسی و پایداری مسیرهای عصبی می‌شود؛ «ارتباط معنایی» وقتی اطلاعات تازه به دانش قبلی متصل شوند، بازیابی آن‌ها آسان‌تر و ماندگارتر می‌شود و «هیجان» تجربه‌های همراه با احساس، از طریق فعال‌سازی مدارهای هیجانی، فرآیند تثبیت حافظه را تقویت می‌کنند.

دکتر زاهدیان اضافه کرد: در مرکز بسیاری از این فرایندها ساختاری به نام «هیپوکامپ» قرار دارد که بخشی از مغز است که در شکل‌گیری حافظه‌های رویدادی و تثبیت آن‌ها، نقش اساسی دارد.

«هیپوکامپ»؛ شاخص‌گذار حافظه، نه انبار آن

این عضو هیات علمی گروه علوم اعصاب دانشگاه علوم پزشکی شیراز با تاکید بر اینکه هیپوکامپ را نباید «انبار خاطرات» دانست، گفت: مدل‌های جدیدتر نشان می‌دهند که «هیپوکامپ» بیشتر نقش یک سامانه شاخص‌گذاری (indexing) را دارد؛ یعنی الگوهای فعالیت مرتبط با یک تجربه را به هم پیوند می‌دهد تا بعدها بتوان آن تجربه را از شبکه‌های گسترده قشری بازیابی کرد.

دکتر زاهدیان عنوان کرد: هیپوکامپ علاوه بر حافظه رویدادی، در توانایی‌هایی نظیر «بازسازی ذهنی گذشته»، «تصور سناریوهای آینده»، «ساختن صحنه‌ها و موقعیت‌های خیالی» و «ترکیب عناصر تجربی برای تخیل و برنامه‌ریزی» نیز نقش دارد.

وی ادامه داد: به همین دلیل، آسیب هیپوکامپ تنها حافظه را مختل نمی‌کند، بلکه توان «سفر ذهنی در زمان» و سناریوسازی را هم کاهش می‌دهد.

چرا خاطرات هیجانی ماندگارترند؟

عضو هیات علمی گروه علوم اعصاب دانشگاه علوم پزشکی شیراز با بیان اینکه وقتی یک تجربه با ترس، شادی، شگفتی یا استرس همراه است، «آمیگدالا» فعال می‌شود، افزود: آمیگدالا از طریق مسیرهای نورآدرنرژیک و هورمونی، فرآیند تثبیت حافظه در هیپوکامپ و قشر مغز را تعدیل و تقویت می‌کند.

دکتر زاهدیان در خصوص مطلب یاد شده گفت: این یک ساز و کار تکاملی است؛ مغز طوری تنظیم شده که رویدادهای مهم برای بقا را سریع‌تر و عمیق‌تر ثبت کند و آمیگدالا مستقیماً «دستور ذخیره» صادر نمی‌کند، بلکه قدرت تثبیت حافظه را بالا می‌برد.

یادگیری بدون هیجان و نقش ورزش

عضو هیات علمی گروه علوم اعصاب دانشگاه علوم پزشکی شیراز اظهار داشت: بخش بزرگی از یادگیری‌های ما مانند مطالعه، آموزش دانشگاهی و کار شناختی، ذاتاً هیجان‌برانگیز نیستند و ورزش می‌تواند به‌طور غیرمستقیم کمک‌کننده باشد.

وی با بیان اینکه «فعالیت بدنی منظم»، سطح برانگیختگی شناختی را تنظیم می‌کند، انتقال‌دهنده‌های عصبی مرتبط با توجه را افزایش می‌دهد و کارایی شبکه‌های توجه و کنترل اجرایی را بهبود می‌دهد، گفت: در نتیجه، مغز در وضعیت زیستی مناسب‌تری برای رمزگذاری و یادگیری مؤثر قرار می‌گیرد، نه اینکه ورزش جایگزین هیجان شود، بلکه بستر عصبی یادگیری را آماده‌تر می‌کند.

هنگام ورزش چه اتفاقی در مغز می‌افتد؟

دکتر زاهدیان با این توضیح که در جریان فعالیت بدنی، تغییرات شیمیایی مهمی در مغز از جمله «دوپامین»، «نورآدرنالین»، «سروتونین» و «فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز (BDNF)» افزایش می یابد، «BDNF» را تسهیل‌کننده اصلی انعطاف‌پذیری سیناپسی دانست و گفت: این مولکول، تقویت ارتباط‌های عصبی را حمایت، فرایندهای LTP را تسهیل و به سلامت شبکه‌های هیپوکامپی کمک می‌کند.

وی افزود: شواهد قابل توجهی نیز از افزایش «نوروجنسیس هیپوکامپی» در اثر ورزش وجود دارد، هرچند میزان آن در انسان هنوز موضوع پژوهش فعال است.

اثرات کوتاه‌مدت ورزش بر شناخت

به گفته عضو هیات علمی گروه علوم اعصاب دانشگاه علوم پزشکی شیراز، حتی یک جلسه ورزش هوازی متوسط (حدود ۳۰–۴۵ دقیقه) می‌تواند به‌طور موقت موجب خلق‌وخو بهتر و انعطاف‌پذیری شناختی بیشتر شود و توجه، تمرکز و سرعت پردازش افزایش یابد؛ این اثرات اغلب حدود ۱یک تا ۲ ساعت باقی می‌مانند و به شدت تمرین و ویژگی‌های فردی وابسته‌اند.

اثرات بلندمدت ورزش

دکتر زاهدیان در خصوص اثرات بلند مدت ورزش نیز گفت: ورزش منظم با بهبود عملکرد هیپوکامپ و قشر پیش‌پیشانی، افزایش حجم یا کارایی عملکردی برخی نواحی مغزی، کاهش خطر افت شناختی وابسته به سن و کاهش ریسک زوال‌های عصبی همراه است.

چقدر ورزش کافی است؟

عضو هیات علمی گروه علوم اعصاب دانشگاه علوم پزشکی شیراز با تاکید بر اینکه برای بهره‌مندی از فواید مغزی، تمرین‌های بسیار سنگین لازم نیست، بلکه عامل کلیدی، تداوم است، گفت: دست کم ۱۰ تا ۱۵ دقیقه پیاده‌روی تند، مفید است و ۳۰ تا ۴۵ دقیقه فعالیت هوازی به صورت ۳ تا ۴ بار در هفته نیز توصیه می شود.

3 ستون مهم سلامت شناختی

دکتر زاهدیان با بیان اینکه بر اساس شواهد پژوهشی، سه عامل «ورزش منظم»، «خواب کافی و باکیفیت» و «تمرین‌های توجه‌آگاهی»، بیشترین پشتوانه را دارند، توضیح داد: «ورزش منظم» عاملی تقویت‌کننده پلاستیسیته عصبی و شبکه‌های اجرایی؛ «خواب کافی و باکیفیت» ضروری برای تثبیت حافظه و پاکسازی متابولیک مغز و «تمرین‌های توجه‌آگاهی (مدیتیشن)» با شواهد مثبت، اما با اندازه اثر متوسط و وابسته به تمرین مداوم است.

عضو هیات علمی گروه علوم اعصاب دانشگاه علوم پزشکی شیراز با تاکید بر اینکه مغز انسان، اندامی پویا و تغییرپذیر است، گفت: حرکت دادن بدن، یکی از ساده‌ترین و در عین حال مؤثرترین راه‌ها برای بهبود بستر زیستی یادگیری، تقویت حافظه و حفظ سلامت شناختی در طول زندگی است.

پایان خبر

  • گروه خبری : اخبار دانشکده
  • کد خبری : 149925
کلیدواژه

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید